جهانی شدن یا جهانی سازی

تهیه و تنظیم: زهره مهرآبادی

   جهانی شدن پدیده نو ظهوری نیست بلکه فرایندی است که همگام با افزایش آگاهی انسان نسبت به خود ومحیط طبیعی و اجتماعی، از آغاز تاریخ وجود داشته است. از جنگ جهانی دوم به بعد با رشد تجارت جهانی ، افزایش تحرک سرمایه در سطح بین المللی ، مهاجرت نیروی کار وکاهش موانع تجاری بر اساس قراردادهای بین المللی ، شکل دیگر وسرعت بیشتر پیدا کرد. درسالهای اخیر هم با سرعت فزاینده دانش وفناوری وفروپاشی ابرقدرت شرق وپایان دوران جنگ سرد ، شتاب بی سابقه ای گرفته است.

   رشد تجارت جهانی در سالهای 1944تا1950وفزونی چشمگیر آن بر رشد تولید جهانی ،واحدهای تولیدی کشورها را به بخشی از شبکه جهانی تولید وتجارت تبدیل کرده است.در چنین اقتصادی نظام سرمایه داری برای تضمین فروش مازاد تولید خود به بازاری نیازمند است که پیوسته در حال گسترش باشد ودر نهایت گستره ای به وسعت تمام گیتی پیدا کند. دراین جریان، کشورهای توسعه یافته از برتری فناوری واز نفوذ خود در سازمانهای مالی بین المللی وشرکت های عظیم فراملیتی سود جسته وشیوه تولید ،مناسبات تولیدی ، چگونگی بهره برداری از امکانات ومنابع در کشورهای جهان سوم را به سود خود سازمان دهی وجریان امور را به بستر منافع ومطامع خود هدایت می کنند. دراین مقاله،  بخشی از این ترفندها وبازیگریها مورد بررسی قرار گرفته است.

مقدمه

   واژهGLOBALIZATION را گاهی به جهانی شدن وزمانی به جهانی سازی ترجمه می کنند.با نگرشی سطحی ممکن است مترادف به نظر آیند ،اما این دو ترجمه به لحاظ بار معنایی و واقعیت کاربردی و ابزاری که منعکس می کنند با هم تفاوت دارند.دربرگردان اول یعنی جهانی شدن، القای نوعی اراده واختیار مورد نظر است ومی خواهد این پیام را به خواننده منتقل کند که جهانی شدن ، واقعیتی است ملموس وضرورتی است گریزناپذیر که هر جامعه اگر خواهان رفاه شهروندانش باشد ، چاره ندارد جز اینکه خودرا با این جریان نیرومند ،ضروری ومفید به حال کشورها وبه حال جامعه بشری ، سازگار کند وبا طیب خاطر واراده آزاد به مقتضیات آن گردن نهد.

 در برگردان دوم یعنی جهانی سازی ،سعی بر این است که به واقعیت دیگری اشاره شود وان اینکه:جهانی سازی طرحی است که توسط کشورهای ثروتمند وقدرتمند دنیا ودر راس آنها آمریکا ، تدوین شده ومنظور از آن ادامه سلطه اقتصادی ،سیاسی ونظامی بر دیگر کشورهای عالم است.آمریکا از مدتها قبل از فروپاشی شوروی ،سودای رهبری دنیا ودستیابی به منابع کشورهای جهان سوم را در سر داشته است.

تعریف ، مفاهیم ومصادیق

   با وجود رونق بسیار مباحث جهانی شدن یا جهانی سازی وابعاد گوناگون وفرایندهای متنوع آن ، هنوز بر سر این ابعاد و فرایندها چه از نظر تعریف و چه به لحاظ عوامل تاثیر گذار وپیامدهای آن ،توافقی حاصل نشده است.از جهانی سازی ،تعاریف بسیاری ارائه شده است. شاید بتوان فشرده ای از مجموعه تعاریف مزبور را این طور بیان کرد:فرایندی که در آن عرصه های گوناگون زندگی ،برد وگستره جهانی پیدا می کنند.در این فرایند ،اقتصاد جهانی ،نیروهای سیاسی و فرهنگی به سرعت کره زمین را زیر نفوذ قرار می دهند و به ایجاد یک بازار تازه جهانی ،سازمان های سیاسی فراملی وفرهنگ جهانی تازه دست می زنند.

   از دیدگاه این دسته از صاحبنظران ،گسترش بازار جهانی سرمایه داری ،زوال دولت ملی گردش پر شتاب وبی امان کالا ، سرمایه ، اطلاعات وقالب های فرهنگی ، مؤلفه هایی هستند که چشم انداز جهانی شدن یا جهانی سازی راپیش روی بشر قرار داده است.

   نبود تعریف جامع ومورد توافق از جهانی شدن وابهام در درک مفاهیم ومصادیق آن ،موجب شده است تا این پدیده قدیمی اما پر رونق دنیای معاصر ،از دیدگاه های گوناگون موردبررسی قرار گیرد:

   الف-جریانی خود جوش وضرورتی تاریخی:دیدگاه نخست بر این باور است که دگرگونی های کنونی دنباله تحولات کلان تاریخ بشری است. دگرگونی انقلاب کشاورزی به انقلاب صنعتی وبعد از آن به انقلاب اطلاعاتی ، گسترده تر ونیرومندتر از آن بود که به تلاش های یک گروه یا یک طبقه خاص نسبت داده شود.از این دیدگاه ،جهانی شدن نیز چنین خصلت وماهیتی دارد: پس ازطی مسیر، ارزشهای خود را بر همه جوامع تحمیل میکند. بنا براین ،جهانی شدن برنامه ای از پیش تعیین شده نیست بلکه جریانی است خودجوش وسازگار با مقتضیات زمان. به زعم طرفداران این دیدگاه، غرب از آنجا که ارزش هایش در جهان مقبولیت عام پیدا کرده و از پشتوانه نیرومند مادی و تکنولوژیک هم برخوردار است، بهتر از دیگرجوامع قادر به بهره برداری از فرصت هایی است که از بطن جهانی شدن زاده می شود. در رهگذر بهره مندی از فرصت ها و در شیوه به کارگیری امکانات و توان مندیها است که غرب نقش استراتژیک وبنیادین را در هدایت کشورها  به توسعه اقتصادی و دموکراسی ، از آن خود می داند.

   ب-فرایندی برنامه ریزی شده وتحمیلی: از دیدگاه دوم ، جهانی سازی طرحی است برای بازسازی اجتماعی جوامع درسطح کلان.سیستمی است که ایدئولوژی نئولیبرالیستی سرمایه داری غربی را تبلیغ وتحمیل می کند.

   حرکتی است که در صدد است تا الگوی زندگی غربی به ویژه زندگی آمریکایی را ترویج و با تبلیغ فرهنگ مصرف زدگی، ذهن وشخصیت انسان ها را آماده سازد تا به سادگی، هویت فرهنگی  و تاریخی خود را فراموش کرده و تمام توان و منابع جامعه خود را به مروجین فرهنگ مصرف  و اصالت سرمایه تقدیم کنند. بنابراین، جهانی سازی پدیده ای است که مخلوق ذهن و اراده عده ای خاص وتوسط آنها طراحی شده وکنترل می شود. قدرت کنترل این پدیده جهان معاصر، در اختیار نظام سرمایه داری جهانی است.

   برخی جهانی سازی را مرحله تازه ای از امپریالیسم می دانند که به اقتضای ضرورت سازگاری با شرایط تازه جهانی، سیمایی متفاوت از گذشته،برای خود آراسته است.

   شون هیلی(SEAN HEALY) که از مخالفان جهانی شدن است در کتاب خود زیر عنوان آیا جهانی شدن اجتناب ناپذیر است؟ آن را فرایند برنامه ریزی شده وپروژه های تحمیلی می داند و بر این باور است که در عرصه فعالیت های بشری، تنها حوزه های بخصوصی جهانی شده است.از جمله این که در خلال دهه 90 و از آن پس تاکنون نه تنها ثروت جهانی نشده بلکه در دست اقلیتی متمرکز گردیده است. فناوری هم با وجود این که بسیار تواناتر و متنوع تر از گذشته است جنبه جهانی پیدا نکرده و رشد اقتصادی نیز که پایه برتری تاریخی سرمایه داری است، جهانی نشده است. هیلی بر این باور است که آنچه جهانی شده بسیار مشخص است واغلب به حال جامعه بشری خطرناک است و آن سرمایه پولی است. سرمایه پولی ،جهانی شده است و هم اکنون در بازارهای پولی دنیا به کمک وسایل ارتباطی الکترونیک می تواند در کوتاه ترین زمان ممکن به هر نقطه گیتی انتقال یابد وجریان پیدا کند.

   نقل وانتقال سرمایه پولی به این شیوه به تجارت الکترونیک شهرت دارد ونام دیگری که بر آن نهاده اند معاملات قماری است.این نوع معاملات، دنیا را به قمارخانه بزرگی تبدیل کرده که همواره طرف برنده آن از پیش مشخص است وسیستم ها وساز وکارهای آن به گونه ای طراحی وتنظیم شده که جریان عظیم ونیرومند سرمایه وثروت را به خزانه کشورهای پیشرفته صنعتی تسهیل کند وسرعت آن را شتاب بیشتر ببخشد. در این قمارخانه یا به قول برخی ، در این تجارت خانه الکترونیک ، آنچه اصالت دارد وکانون همه تلاش ها وتوجه های دنیای امروز خواهد بود سود است، نه فایده رسانی به بشریت یا به قول گردانندگان ومجریان سیاست جهانی سازی، تلاش در راه تحقق استراتژی مساعدت به کشورها.

نتیجه گیری

   جهانی شدن چه ضرورتی تاریخی وخودجوش باشد وچه پروژه ای برنامه ریزی شده وتحمیلی، واقعیتی است که پیش روی جهانیان قرار دارد وفرصت بازیگری در این میدان بر روی همه جوامع باز است. در این میدان هم فرصت فراوان است هم خطر.هر جامعه که توانایی به خدمت گرفتن ابزارهای موجود واستعدادهای بالقوه خود را در چارچوب مرزهای ملی داشته باشد وشیوه به کارگیری آن را دررابطه با دیگر کشورها به گونه ای سازگار با شرایط و مقتضیات جهان قرن بیست ویکم بداند، قابلیت بازیگری موفقیت آمیز در این میدان را خواهد داشت.

   برخی بر این باورند که جهانی شدن با توجه به نقش سازمان های بین المللی در جهت تقویت آن، واقعیتی است برگشت ناپذیر که ایستادگی در برابر منافع ومصالح ملی است. با بهره گیری از اندیشه جمعی وپای بندی همگانی به پاسداری از منابع جامعه، موجبات این مشارکت باید به گونه ای فراهم آید تا هم از شتاب زدگیهای غیر قابل توجیه واقدامات غیر کار شناسانه پرهیز شود و هم درگیرودار برخوردها وچالش های هیجانی در عرصه تنازع افراد و گروه ها بر سر احراز مواضع قدرت، فرصت ها از دست نرود وقابلیت ها نیز از قوه به فعل درآید.

 

منابع ومأخذ:

1-افراخته،حسن.تاثیر جهانی شدن بر بخش روستایی(نمونه فیلیپین)، اطلاعات سیاسی-اقتصادی (مهر و آبان1382).شماره 194-193 ص ص167-،160

2-رشنو،نبی اله. (1382).ژئوپلتیک نخبگان، چاپ اول، تهران، نشر کویر.ص ص 192-177.

3-چامسکی،نوام. (1382)، بهره کشی از مردم- نئولیبرالیسم ونظم جهانی ، مترجم حسن مرتضوی، چاپ دوم، تهران نشر دیگر، تاریخ انتشار به زبان اصلی, 1999.

4-سوئیزی، پل ودیگران (1380)جهانی شدن با کدام هدف؟ مترجم ناصر زر افشان،چاپ اول، تهران نشر آگه.

5-سیف، احمد. جهانی کردن وفرضیه جارلز داروین، اطلاعات سیاسی-اقتصادی، شماره 202-201 (خرداد وتیر 1383). ص ص 157- 155.

6-کاظمی،علی اصغر.(1380).جهانی شدن فرهنگ وسیاست،چاپ اول، تهران، نشر قومس،ص ص 80-61