|
واژه |
شرح |
|
Dam |
سد،يک ساختمان ساخت دست بشر که به منظور کنترل جريان آب از يک سو به سوي ديگر رودخانه ساخته مي شود منبع: فشارکي، پ.، فرهنگ جغرافيا، انتشارات اميرکبير، 1379 |
|
darmanahtolky |
درمانه تولکه گیاهی دارویی است. این گیاه خیلی تلخ بوده ودر درمان خیلی از ناراحتیهای معده وروده موثر است . اصطلاحی در گریوان مشهور است که چرا روغن زردبخوری (زیادی) که دنبال در مونه تولکی بگردی. |
|
Darwinism |
داروینیسم یکی از معروفترین نظریاتی که برای توضیح چگونگی تکامل گیاهان و جانوران بخصوص درباره سازش آن ها با مقتضیات محیط زندگی ارائه شده است . یان نظریه را بجهت اهمیتی که اصل انتخاب طبیعی یا انتخاب در آن دارد نظریه انتخاب طبیعی هم می گویند . مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |
|
Datum |
مبنا نقطه ، خط و یا سطح مفروضی که بعنوان مبنای اندازه گیری ها بکار رود . |
|
Dawn |
پگاه صبح زود ، اول بامداد ، هنگام فجر مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |
|
Debacle |
آبتاز- شكستن و خرد شدن و روان شدن يخ رودخانه ها در فصل بهار و تابستان |
|
Debris slope |
دامنه واريزدامنه ثابت كه واريزه هاي روي آن سطحي آزاد (پايدار) تشكيل مي دهند. مراجعه شود به: شيب واريزه (talus slope). منبع : Bates, R.L. & J.A.Jakson, GLOSSARY OF GEOLOGY, Second Edition, American Geology Institute, 1980ه اي ، |
|
Decentralization |
تمركز زدايي- پراكنش دوبارۀ جمعيت يا كاربري زمين از از نقطه اي با تمركز زياد به ناحيۀ بزرگتر و يا به مناطق متفاوتي كه از پيش براي آن برنامه ريزي شده است |
|
Decline |
کاهش |
|
Decreasing poputlation |
جمعیت رو به کاهش مآخذ: ساروخانی ، باقر.\"درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی \" |
|
deeds |
اسناد ، قباله ها مأخذ: گرهارد،لارسن. سیستمهای کاداستر و ثبت زمین |
|
|
|
|
Deflation |
باد روبش- جاكن شدن و روبيدن شدن موادي مانند خاك و شن و ماسه از سطح زمين بوسيلۀ باد |
|
|
|
|
Degree |
درجه الف-واحد سنجش گرما ، در سیستم های سانتیگراد و فارنهایت ب-واحد اندازه گیری زاویه مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |
|
|
|
|
Delimit the areas |
تحدید حدود، تحدید مساحات و زمینها مآخذ: گردهارد،لارسن.\"سیستمهای کاداستر و ثبت زمین\" |
|
|
|
|
Delimitation |
تعيين حدود- تعيين خط مرزي دو كشور كه در مرحلۀ تعيين حدود، مسير خط مرزي را طبق يك معاهده مشخص مي كنند و به تصويب دو دولت مي رسانند |
|
|
|
|
delta |
دلتا،قطعه زميني آبرفتي و بادبزني شکل که در دهانه رودخانه متصل به دريا تشکيل مي شود. منبع: فشارکي، پ.، فرهنگ جغرافيا، انتشارات اميرکبير، 1379 |
|
|
|
|
demarcation |
تفکیک حدود،تعیین مرز،مرزبندی مآخذ:آقابخشی،علی و مینوافشاری راد.\"فرهنگ علوم سیاسی\" |
|
|
|
|
Demographic transition |
انتقال جمعيتي- فرآيند مرحله اي خروج از نرخهاي رشد جمعيتي از يك مرحله ركود اقتصادي |
|
|
|
|
Density |
انباشتگي، تراكم- توسعه اي كه با تراكم همراه باشد فضاي باز اندكي برجاي مي گذارد. مأخذ: سيف الديني، فرانك.\"فرهنگ واژگان برنامه ريزي شهري ومنطقه |
|
|
|
|
Density of population |
تراکم جمعیت |
|
|
|
|
Dependence |
وابستگی در نتیجه تسلط ، وضعیتی حاصل می شود که در آن کشورهای در حال توسعه برای انگیختن رشد اقتصادی خود باید به سیاست اقتصادی داخلی و بین المللی کشورهای پیشرفته متکی باشد . |
|
|
|
|
Dependency |
وابستگی منطقه ای که از نظر طبیعی و سیاسی بوسیله کشور دیگری اداره شود . |
|
|
|
|
Dependency burden |
بارتكفل- بخشي از كل جمعيت يك كشور كه در گروههاي سني 15-0 سال و 64 سال به بالا قرار دارند كه از لحاظ اقتصادي غير مولد بوده و در شمار نيروي كار به حساب نمي آيند |
|
|
|
|
depopulation |
تقلیل جمعیت مآخذ: ساروخانی ، باقر.\"درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی \" |
|
|
|
|
Depressed area |
ناحيۀ محروم- ناحيه يا منطقه اي جغرافيايي كه وضعيت اقتصادي آن از كل كشور پايين تر باشد |
|
|
|
|
Depression |
گودال هرگونه فرورفتگی در پوسته زمین بویژه پستی هایی که پیرامون آنها را زمینهای بلندی فراگرفته و هیچگونه رهایی از آن خارج نگردد . |
|
Depression/low pressure |
فروبار سیستم کمفشاری که در طبقات متوسط و بالای جو ایجاد گردد . |
|
|
|
|
desagregation-granulaire |
پدیده متلاشی شدن دانه ای - بخش سنگ به صورت دانه های مختلف الاندازه(آرن) از هم جدا می شوند . این پدیده در سنگهایی که دانه های آن مختلف الجنس و مختلف الاندازه باشند صورت می گیرد . |
|
|
|
|
Descent |
نشیب سرازیری – عارضه مقابل فراز-زمین پست . |
|
|
|
|
Desert |
بيابان- منطقه كم باران و كم گياهي كه تا حدي از ماسه پوشيده شده و غالبا غير قابل زيست مي باشد |
|
|
|
|
desquamation |
فلس شدگی - متلاشی شدن به صورت لایه های نازک و تراشه هایی که لبه قطعات آن به سمت داخل برگشته اند . |
|
|
|
|
Destination |
مقصد |
|
|
|
|
determinism |
جبرگرايي- اصطلاح جبرگرايي به شيوۀ تفكري اشاره مي كند كه همۀ اشياء و حوادث يا همۀ اشياء و موجودات از نوعي خاص معين شده اند |
|
|
|
|
development |
توسعه مآخذ: شکویی،حسین.\"جغرافیای کاربردی و مکتبهای جغرافیایی \" |
|
|
|
|
Development objectives |
اهداف توسعه- هدفهاي اقتصادي و اجتماعي كه يك دولت براي رسيدن به آن براي بخش توليد، نظام توليد و يا ناحيۀ بوم شناختي كشاورزي تلاش مي كند |
|
|
|
|
Development pole |
قطب(كانونهاي) توسعه- مراكزي كه از جمعيت يا فعاليتها و زيربناهاي قابل ملاحظه اي برخوردار بوده و حوذۀ نفوذي فراتر از محدوده هاي فيزيكي خود دارند و اشاعه دهندۀ توسعه به ساير نقاط است. |
|
|
|
|
Dew |
شبنم- شبنم يا ژاله عبارت از بخار آب اشباع شده اي است كه با سرد شدن لايه هاي زيرين هوا بصورت قطره هاي آب روي برگ گياهان، و يا اشياء واقع بر سطح زمين پديدار مي شود |
|
|
|
|
Dew point |
نقطه شبنم وضعیتی که هوا را سرد کرده و بخار آب موجود در آن را به حد اشباع برساند . |
|
|
|
|
Diameter |
قطر خط مستقیمی که از مرکز دایره و از دو طرف به محیط دایره یا کره ختم می گردد . |
|
|
|
|
Diamond |
الماس نوعی کرین بلورین که تحت فشار و گرمای فوق العاده بوجود آمده باشد . مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |
|
|
|
|
Diatom ooze |
لجن دیاتومی نوعی گل و لای و یا لجن سیلیسی که از بقایای گیاهان ذره بینی که در آب های سرد اقیانوس ها رشد ونمو می کنند ، بوجود آمده باشد . |
|
|
|
|
dike |
دايك، نفوذ ماده مذاب ازداخل درز و شکاف سنگها به سطح زمين که لايه هارابه طورعمودي قطع ميکند (حالتي متقاطع بالايه بندي). |
|
|
|
|
Dike/dyke |
دیوال دیواره قائمی از سنگهای آذرین که از رانده شدن مواد مذاب بسوی پوسته زمین و سرد و سخت شدن آن پدید آمده باشد . مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |
|
|
|
|
Dispersed settlment |
آبادي پراكنده- الگوي آباديهاي روستايي با دهكده هاي پراكنده. مأخذ: سيف الديني، فرانك. \"فرهنگ واژگان برنامه ريزي شهري و منطقه اي\" |
|
|
|
|
dispersion |
پراکندگی،پخشایش میزان گستردگی پدیده ای در یک ناحیه یا پیرامون مکان مرکزی. مآخذ:سیف الدینی،فرانک.\"فرهنگ واژگان برنامه ریزی شهری ومنطقه ای\" |
|
|
|
|
displace |
جابه جاکردن ، جانشین شدن مآخذ: باقری فرهنگ،عیسی.\"واژگان حمل و نقل درون شهری\" |
|
|
|
|
Distance |
فاصله فاصله دونقطه، طول قطعه خط مستقیم واصل میان آنهاست . |
|
|
|
|
Distillation |
تقطير- طريقه اي است براي تصفيه ماده و جدا كردن مواد از يكديگر يا تفكيك اجزاي يك جسم مخلوط كه معمولا با تغيير حالت همراه است |
|
|
|
|
Distribution |
توزيع، پراكندگي- در علم جغرافيا، مترادف \"پراكنش مكاني\" است |
|
|
|
|
Distribution map |
نقشه پراکندگی ، پراکندگی مکنی یا پخش یک نشانه فرهنگ را نشان می دهد . مآخذ:پاشایی ع.\"فرهنگ اندیشه نو\" |
|
|
|
|
district |
بخش،حوزه،ناحیه،منطقه،بلوک مأخذ:باقری فرهنگ،عیسی.\"واژگان حمل و نقل درون شهری\" |
|
|
|
|
Donga |
سیلابکند شکافها وشیارهایی که به سبب جاری شدن سیل در روی زمین پدید آید . مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |
|
|
|
|
Dormant volcano |
آتشفشان خاموش آتشفشانی که در دوره های ماقبل تاریخ فعال بوده و بعد از آن بخاموشی گرائیده است . مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |
|
|
|
|
Dormitory town |
شهرک خوابگاهی مآخذ:پاشایی ع.\"فرهنگ اندیشه نو\" |
|
|
|
|
Drainage |
زهكشي- بيرون كشيدن آب اضافي يك منطقه بطور طبيعي و يا مصنوعي |
|
|
|
|
Dredging |
لایروبی پاک کردن گل و لای . |
|
|
|
|
dreikanter |
سطوح صیقل خورده ریگها در اثر سایش بادی |
|
|
|
|
drizzle |
نرمه باران باران ریز دنباله داری که اندازه قطره های آن کمتر از 5/0 میلیمتر بوده و بویژه با یک جبهه هوای گرم همراه باشد . |
|
|
|
|
Drought |
خشکي ، خشکسالي ، فقدان بارندگي،یک دوره آب وهوايي خشک ممتد :خشکي فوق العاده ناشي از فقدان باران است منبع: فشارکي، پ.، فرهنگ جغرافيا، انتشارات اميرکبير، 1379 |
|
|
|
|
Dry farming |
کشاورزی دیم شیوه ای در کشاورزی مناطق خشک که در آن از رطوبت موجود در خاک استفاده شده و بدون بهره گیری از آبیاری به کشاورزی پرداخته شود . |
|
|
|
|
Dry valley |
خشكرود- دره آهكي و يا گچي كه در آن آب بطور دائم جريان نداشته باشد |
|
|
|
|
Dune |
تلماسه- تپه يا رشته ارتفاعات شني كه بر اثر وزش باد و جابجا شدن شن پديد آمده باشد |
|
|
|
|
Dust |
غبار ذرات کوچک ذره بینی مواد جامد موجود در هوا یا جو زمین که در حال تعلیق یا در حال فرونشستن آرام هستند . |
|
|
|
|
Dwelling unit |
زیستگاه ، هر ساختمان یا بخشی از ساختمان که در بردارنده امکنات زندگی از قبیل امکاناتی برای خوابیدن ، خوردن ، پختن و بهداشت است . مآخذ:سیف الدینی،فرانک.\"فرهنگ واژگان برنامه ریزی شهری ومنطقه ای\" |
|
|
|
|
Dynamic |
دینامیک بخشی از علم مکانیک که در آن از حرکت دستگاهها و ذرات و اجسام تحت تأثیر نیروها گفتگو می شود . مآخذ:فرهنگ بزرگ گیتاشناسی |