در باره ی چشمه های آب گرم
در باره ی چشمه های آب گرم
خلا صه اي راجع به پروژه چشمه هاي آب گرم و معدني استان خراسان و تهيه نقشه پراكندگي آنها در استان
چشمه هاي آب گرم و معدني در نقاطي از زمين پديد مي آيند كه در آنها شرايط مورفولوژي ، تكتونيكي ، ماگمايي و جوي فراهم آمده باشد. در ايران چشمه هاي معدني و گرم بسيار است و اين به سبب فعاليت گسترده آتشفشاني در سراسر اين مرزو بوم و تكرار چرخه هاي آن از زمانهاي بسيار دور تا عهد حاضر است .
آب معدني به آبي اطلاق ميشود كه بطور طبيعي از زمين خارج مي شودو باآبهاي معمولي ( آشاميدني) از نظر تعداد و نوع مواد معدني و گاز هاي محلول در آن فرق داشته باشد. در اغلب چشمه هاي معدني و گرم ، گازهاي زيادي مانند ئيدروژن سولفوره (H2O) ، دي اكسيد كربن و مواد راديواكتيو وجود دارد.
آبهاي معدني و گرم ايران به 11 نوع تقسيم شده است كه بر روي نقشه آبهاي معدني و گرم ايران به رنگهاي استاندارد بين المللي (ZAH) نشان داده شده است.
استفاده از آبهاي معدني و گرم در ازمنه قديم مورد توجه بشر بوده است و ميتوان تاريخ شروع آنرا با تاريخ تمدن بشري همزمان دانست.
اغلب گازهاي موجود در آب اثر درماني دارند و استفاده صنعتي از آنها نيز در برخي از كشورها رايج است و ديگر آن كه پاره اي از اين آبها بصورت آشاميدني عرضه ميشود.
تاريخچه آبهاي معدني و گرم
مطالعه آبهاي معدني و گرم در ايران در سال 1306 شروع گرديد و در سال 1307 اولين چشمه آب معدني در آبعلي ( جاده هراز ) مورد استفاده قرار گرفته است .
در سال 1353 سازمان زمين شناسي كشور مطالعه و بررسي چشمه هاي معدني ايران را جزء برنامه كارهاي تحقيقاتي خود قرار داد و در حدود چهارصد چشمه آب معدني و گرم موجود در ايران را از نظر زمين شناسي و تكتونيك و منشاء مورد مطالعه قرار داد كه حاصل آن مطالعات بصورت نقشه آبهاي معدني و گرم با مقياس 000/500/2: 1 در سال 1369 توسط اين سازمان چاپ و نشر گرديده.
مطالعه دقيق تر بر روي قسمتي از آبهاي معدني و گرم ايران و تعيين خواص درماني آنها درسال 1340 توسط رشته آبشناسي دانشكده داروسازي دانشگاه تهران آغاز گشت و نتيجه اين مطالعات و بررسيها بصورت جزوه در آرشيو دانشكده داروسازي دانشگاه تهران موجود است.
و اما مطالعه برروي آبهاي گرم و معدني استان خراسان و تهيه نقشه رقومي استان كه در آن محل چشمه هاي آبهاي گرم و معدني استان مشخص بوده هر يك با جداول اطلاعاتي مربوطه لينك شده اند، در بخش GIS مركز مشهد انجام شده كه هم اكنون بصورت يك پروژه موجود مي باشد.
در اين پروژه ابتدا نقشه استان به تفكيك شهرستانها رقومي شده و تعداد 32 چشمه مربوط به استان با مختصات جغرافيايي مشخص در محل خود بر روي نقشه قرار گرفته اند . اطلاعات و خواص فيزيكي و شيميايي مربوط به هر چشمه در جدولي كه با اين فايل مرتبط است قرار دارد كه اين اطلاعات شامل :
نام چشمه
مختصات
بلندي به متر
دما (Temp)
آبدهي(Debi)
PH
بو
رنگ
مزه
سختي
تركيب آب چشمه
موقعيت قرارگيري
و منشاء آب چشمه مي باشد
كه با كليك بر روي هر قسمت مي توان اطلاعات فوق را استخراج كرد. با مطالعه آبهاي معدني و گرم در ايران چنين نتيجه گرفته ميشود كه در اين سرزمين پهناور مجموعه اي از آبهاي معدني و گرم بسيار مفيد وجود دارد كه اغلب آنها بدون استفاده واقعي به رودخانه ها ريخته ميشودو به مصرف كشاورزي مي رسد . اميد است در آينده به اين نعمت خداداد ي كه ميتواند در سلامت جامعه و شكوفا شدن اقتصاد كشور تاثير داشته باشد ، توجه بيشتري شود.
فهرست و مشخصات کلي رودخانه هاي کشور
فهرست و مشخصات کلي رودخانه هاي کشور
|
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منبع: وزارت نيرو |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
تاریخچه ی پرچم در ایران
نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.
فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.
محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.
به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ".
با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد.
نخستين تصوير بر روي پرچم ايران
در سال 355 خورشيدي ( 976 ميلادي ) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال (1979 ميلادي).
افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير
در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد.
در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.
نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.
دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه
در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود. در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است. سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.
اميرکبير و پرچم ايران
ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد.
با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند. نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير). از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضس باشد.
پرچم بعد از انقلاب
در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد.
مشاهير(جغرافيدانان ) جهان
مشاهير(جغرافيدانان ) جهان
بطلمیوس:(پتولمی) (Ptolemy):
قرن دوم قبل از میلاد به دنیا آمد. کار ستاره شناسی عظیمی به نام Almagest (المحیطی) انجام داد. راهنمای بطلمیوس شامل 6 جلد است که جداول و اشکال را در برمی گیرد و اولین فرهنگ جغرافیای جهان بر اساس اصولی است که نقشه جهان را اصلاح کرد. با مرگ بطلمیوس افق های جغرافیای که هم از نظر طبیعی و هم از نظر دانش توسط یونانیان بسط یافته بود، مجددا بسته شد. چندین قرن طول کشید تا تلاش برای شرح و توصیف چهره زمین به عنوان محل زندگی انسان دوباره توجه اساتید را جلب کند. 1
استرابو (Strabo):
در سال 61 قبل از میلاد در آماسیا (ترکیه مرکزی) متولد شد و به عنوان جغرافیدانی کلاسیک شناخته شده است. در مورد جغرافیا حدودا 14 کتاب دارد. کتاب جغرافیای او در قرن 6 میلاد کشف شد و به عنوان جغرافیدانی کلاسیک مطالعه گشت. او می خواهد ترجیحا توصیفی دقیق از اکومن یا محیط زیست تهیه کند و چنین تشخیص می دهد که جغرافیدانان باید پایه ریاضی قوی داشته باشند. استرابو در سال 20 ق. م درگذشت. 1
اراتوستن:
پدر علم جغرافیا از طرف برخی از جغرافیدانان لقب گرفته است. در لیبی به دنیا آمده اراتوستن محیط کره زمین را محاسبه کرد و به توصیف اکومن (محیط مسکونی) پرداخت که در آن تقسیمات عمده اروپا، آسیا، لیبی، 5 منطقه و یک منطقه حاره دو منطقه معتدل و دو منطقه یخ بسته را قبول داشت.
اراتوستن یک نقشه جهان را نیز ترسیم کرد. او اولین کسی است که همه جغرافیا را به نام خود بدعت نهاد. 1
در حدود 192 ق.م در 80 سالگی درگذشت.
آناکسی ماندر:
مبتکر کاربرد ریاضی در جغرافیا است. وی اولین کسی است که نقشه جهان را با مقیاس ترسیم کرد. نقشه وی یونان را در وسط و سایر قسمت های اروپا و آسیا را نسبت به یونان در اطراف آن کشیده است. وی معتقد بود که زمین ابتدا جزئی از یک استوانه بزرگ در فضا بوده است. ساعت آفتابی هم اولین بار توسط آناکسی ماندر اختراع شد. همچنین اولین کسی بود که مفاهیم ذهنی در جغرافیا را بیان کرد در سال 475 ق.م درگذشت. 1
تالس:
حل مسائل و مشکلات اندازه گیری کمی در جغرافیا را تالس انجام داد. او اولین استاد یونانی در قرن 7 و 8 ق.م بود که در مورد اندازه گیری و موقع اشیا بر روی سطح زمین به اظهار نظر پرداخت. تالس یک منجم هم بود که خاصیت مغناطیسی آهنربا را هم اعلام کرد. او درمورد معنی این کائنات غور و بررسی نمود و به این نتیجه رسید که ماده به اشکال گوناگون از آب ساخته شده است. تالس کره زمین را چون دایره ای شناور در آب تصور می کرد. سعی داشت تا شهری از عالم هستی بر حسب اینکه با مشاهدات نو قابل بررسی است ارائه دهد. 1
هرودوت (Herodotu) اعتقاد دارد تفکر جغرافیایی زاده تاریخ است هرودوت را اساسا یک مورخ می دانند. اعتبار وی بیشتر به خاطر این است. می گوید با تمام تاریخ برخورد جغرافیایی و با جغرافیا برخورد تاریخی باید کرد. مشارکت هرودوت در جغرافیای مکتبی بر مشاهدات شخصی وی در خلال سالهای مسافرت اوست. 1
ریشتهوفن: فردیناندفون ریشتهوفن زمین شناس و یکی از مجربین مشاهدات میدانی جغرافیایی بود. هدف مشخص جغرافیا را تمرکز دقت بر روی تجلیات گوناگونی است که درمناسبات متقابل درونی عوامل و پدیده ها در سطح کره زمین اتفاق می افتد. وی یک ناظر باتجربه در مطالعات میدانی است. 1
همبلت: الکساندر فن همبلت (1859-1769) پدر جغرافیای نو خوانده شده است وی در آلمان به دنیا آمد همبلت اظهار کرد که علاقه مندی او به جغرافیا از زمان آشنایی با جورج فورستر شروع گردید. همبلت در جهت شناخت تفاوتها و تشابهات نواحی مختلف جهان به کشورها و نواحی مختلف مسافرت کرد و بعد از فوت مادرش مقدمات سفر به آمریکا را فراهم کرد. همبلت یکی از جاودانان علم جغرافیا به حساب می آید و آثار ارزشمندش به همه علوم تعلق دارد. 3
ریتر: (1859-1779) کارل ریتر در سال 1779 یعنی 10 سال بعد از همبلت متولد شد ریتر عمیقا تحت تاثیر نظریات همبلت قرار داشت. دو جلد کتاب درباره ی اروپا منتشر ساخت که با نقشه هایی نیز همراه بود. وی معتقد بود جغرافیا باید به صورت علم تجربی درآید. وی در روشهای مطالعاتی خود به وابستگی های داخلی پدیده ها و روابط علمی میان آنها اهمیت بسیار قائل بود. اثر بزرگ وی ارکوند به مفهوم علم زمین در ارتباط با طبیعت و تاریخ بشر می باشد!
گریفیت تیلور: (1963-1880) در لندن به دنیا آمد تیلور در اکتشافات قطب جنوب یکی از همراهان اسکات کاشف قطب جنوب بود او در سال 1907 به استادی جغرافیا در دانشگاه سیدنی انتخاب شد. در سال 1927 به مدیریت گروه جغرافیای دانشگاه سیدنی رسید. 3 وی از معتقدان جبر محیطی است چنین قضاوت می کند که برای هر کشوری بهترین برنامه را طبیعت تعیین کرده است و این وظیفه جغرافی دانان است که طبیعت را تفسیر کنند. 1
الیزه رکله: (1905-1830) پرکارترین جغرافی دان که تاکنون دیده شده است در دوره ی جوانی تحت تاثیر افکار میخائیل با کونین از بنیانگذاران آنارشیسم و هم چنین آرمانشهر گرایان سوسیالیسم فرانسوی نظیر سن سیمون و کابت قرار گرفت. 3
پترکروپوتکین: (1921-1842) در سال 1842 در روس متولد شد. متخصص در جغرافیای طبیعی بود. در سال 1872 در روسیه به ریاست انجمن جغرافیایی انتخاب شد. او یک جغرافی دان آنارشیستی بود وی از جمله جغرافی دانانی بود که به انسانی ساختن جغرافیا پرداخت تا جغرافیا را که به صورت ابزاری در دست استعمارگران بود به خدمت بشریت درآورند به مبارزه بپردازد. 3
راتزل:(1844-1904):
در سال 1880 به درجه ی پرفسوری رسید. پدر جغرافیای انسانی مخصوصا در مطالعات سیستماتیک.1 پاره ای از نظریات حزب نازی آلمان از افکار و عقاید این دانشمند متاثر بود. 4 راتزل مفهوم فضلی حیاتی را جدا از موجودات زنده نمی شناخت. راتزل در تدریس نیز از وحدت همه ی زندگی ارگانیکی در سطح سیاره زمین دفاع می کرد و نتیجه گرفت که لازم نیست جامعه انسانی نیز با شناخت قوانین طبیعی مورد سنجش قرار گیرد.
راتزل همواره به ناسیونالیسم و توسعه اراضی آلمان می اندیشید از این دوره رشته جغرافیای سیاسی جهان ظاهر گردید. و جغرافیای انسانی راتزل در واقع، مطالعه انسان ارگانیک , کشور های ارگانیک و جهان ارگانیک بود. او معتقد بود که سک.نت گاه های انسانی پر شده است و اروپائیان جهت فضای خود به سرزمین های جدید نیاز دارند که در سایر قاره ها وجود دارد. وی داروینیسیم اجتماعی را در تنازع بقاء در میان کشور ها توجیه می کرد و آن را به عنوان تنازع برای فضای زندگانی مطرح می ساخت. 3
موریس دیوس:(1934-1850) :
وی در شهر فیلادلفیا به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد تمام کرد. وی در رشته های هواشناسی مدرک گرفت. وی به عنوان استاد جغرافیای طبیعی همه ی تلاش خود را بریا پویایی این رشته به کار گرفت. وی علاقه ی زیادی به آلپ های سوئیس داشت و حاصل علاقه وی انتشار چند مقاله درمورد فرسایش یخچالی در آلپ های سوئیس بود. وی مفهوم چرخه فرسایش راوارد جغرافیا کرد. موریس دیوس جغرافیای ناحیه ای را کانون علم جغرافیا بشمار می آورد. و به عنوان پدر ژئومورفولوژی شناخنه شده است. 1
چرچیل سمپل(1932-1863)
کتاب وی تاریخ آمریکا و عوامل جغرافیایی آن است.سمپل مقالاتی تحت عنوان وابستگی های محیط طبیعی و فرهنگ دارد. او در مکتب جبر محیطی تربیت شده بود . به نضر وی انسان آفریده زمین محسوب میشود. زمین انسان را پرورش داده است . خانم سمپل در مورد نقش قاطع محیط طبیعی در رفتار انسانی, با تعجب بسیار رفتار کی کند. 4
دیوید هاروی:
در سال 1957 درجه لیسانس جغرافیا را از دانشگاه معروف کمبریج انگلستان دریافت کرد. هاروی میان سالهای 69-1960 هشت مقاله جغرافیایی در زمینه ی روش شناسی و مسائل نظریه ای جغرافیا در مجلات معتبر خارجی منتشر ساخت. او اولین اثر ماندگار خود را در زمینه ی روش شناسی و مسائل نظریه ای جغرافیا در مجلات معتبر جغرافیایی منتشر ساخت. او اولینن اثر ماندگار خود را درزمینه ی فلسفه و روش شناسی تحت عنوان تبیین در جغرافیا در سال 1969 به چاپ رسانید.کتاب تبیین در جغرافیای او اولین اثر علمی در زمینه ی فلسفه جغرافیای نو می باشد.
دیوید هاروی جغرافی دان سنت شکن، سازش ناپذیر با جریانهای استعماری ابرقدرتی، مخالف سرمایه داری و وفادار به سنت رادیکالی است. 3
کارل ساور:
در ایالت متحده ی آمریکا بین دو جنگ جهانی کارل ساور، فعال ترین جغرایفی دان مکتب امکان گرایی بود. او در تفکرات خود زمینه ی چشم انداز بیش از همه از اتواشلوتر جغرافی دان آلمانی تاثیر پذیرفته بود.کارل ساور بنیان گذار مکتب جغرافیای فرهنگ برکلی می باشد و در تفکرات جغرافیایی خود به جای علت محیطی، جبر محیطی از قلمرو کورولوژی مدد می گرفت که در آن روابط علی یک پدیدار در داخل ناحیه ی معیین مورد توجه قرار می گیرد. او در تحلیل های جغرافیایی به عامل فرهنگ یعنی ارزش های مشترک مردم، مذهب، ساختار اجتماعی و سازمان اقتصادی نقش خلاق قائل بود.
ویدال دولابلاش:(1918-1845)
ارائه ی افکارش را در رابطه با میدان عمل و هدف جغرافیا دنبال کرد. 1 کتاب جغرافیای انسانی از اوست و به نظر وی جغرافیا ناشی از شرایط آب و هوا و ساختمان زمین نیست. خصیصه های جغرافیایی چیزی است که انسان با تهیه نوع معیشت خود از خاک پدیدار گشته است. رشته ی جغرافیای علمی در فرانسه فقط توسط وی عملی شد. 4
در سال 1898 به استادی دانشگاه سوربن فرانسه انتخاب شد. وی بنیان گذار مکتب امکان گرایی است. جغرافیای ناحیه ای را در مقابل جغرافیای قانون مند، کانون علم جغرافیایی دانست و عقده داشت که روابط انسان و طبیعت را نمی توان با خط فکری قانون مند مطالعه کرد. از نظر وی جغرافیا علم مکانهاست. 3
هارلن باروز:(Harlan Barrows)(1877-1960)
د رسال 1904 در گگروه جغرافیای دانشگاه شیکاگو تدریس یکی از جالب ترین بخش های جغرافیا را تحت عنوان تاثیر جغرافیا در تاریخ آمریکا بعهده گرفت. در سال 1914 به درجه استادی و در سال 1919 به مدیریت گروه جغرافیا در دانشگاه شیکاگو رسید. وی در زمینه ی مفاهیم جغرافیا و علم اکولوژی انسانی مطالعه زیادی داشت. 4
مشاهیر جغرافیای ایران
- پروفسور دکتر محمد حسن گنجی
دکتر محمد حسن گنجی در سال 1291 شمسی در بیرجند دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را درمدرسه شکوئیه ی همان شهر به اتمام رساند. دکتر گنجی پس از دریافت لیسانس در رشته جغرافیا در شهریور ماه 1312 جزو آخرین دسته از محصلان اعزامی بود که به انگلستان رفت. پس از ورود به ایران، در سال 1317 به سمت استاد دانشگاه تهران درآمد. تعدادی از کتابها و آثار وی عبارتند از: 1- جنگ و جغرافیا یا روابط دولت بزرگ در اقیانوسیه 2- بشرچیست؟ (ترجمه از آثار مارک توین) 3- جغرافیای ایران در چهار فصل 4- آب و هوای کشورهای آسیای مرکزی[2]
دکتر احمد مستوفی
در سال 1291 در تهران متولد شد تحصیلات عالی را در رشته جغرافیا گذراند. در دپارتمان جغرافیای دانشگاه سوربون پاریس دکترا گرفت و درسال 1317 دانشیار کرسی جغرافیای عمومی گردید. وی در بهمن 1327 درگذشت.2
دکتر احمد سعادت:
در بوشهر متولد شد، چند سال نیز در نجف اشرف بود. در سال 1309 به انگلستان اعزام شد. بعد از اخذ لیسانس در سال 1318 به ایران بازگشت و در فروردین 1340 درگذشت. 2
دکتر مفخم پایان:
در سال 1294 در تهران متولد شد، دیپلم را از دارلفنون گرفت و در رشته باستان شناسی دانشگاه تهران لیسانس گرفت. در دانشگاه تبریز به تدریس پرداخت و در سال 1334 راهی مشهد شد و جغرافی آنجا را پایه گذاری کرد. وی در ترسیم نقشه های رنگی روی شیشه منحصر به فرد بود. 2
اولین جغرافیدانی که دست به تاسیس انجمن جغرافیایی و چاپ مجله جغرافیا زد استاد مفخم پایان بود. وی اصطلاح جهان شناسی را به جای جغرافیا برگزید. در سال 1339 فرهنگ آبادی های ایران را به زبان فارسی به چاپ رساند که در َآن 44159 نام جغرافیایی با طول و عرض هر یک ثبت شده است. فرهنگ کوه ها و رودهای ایران از آن است. 6
دکتر بعد از بازگشت در سال 1351 مشاور سازمان جغرافیایی کشورشد و دردی ماه 63 چشم از جهان بربست. 2
استاد عباس سحاب
در سال 1300 شمسی در یکی از روستاهای تفرش به دنیا آمد. در همان جا به مکتب رفت و بعد از آن به تهران آمد و در مدرسه کمالیه مشغول علم و تحصیل شد. برای ترسیم نقشه های ایران 30.000 روستا و شهر را درنوردید. در سال 1329 موسسه سحاب را تاسیس کرد تا بتواند این اطلاعات جمع آوری شده را روی نقشه بیاورد. 2
از اقدامات 1- تشکیل اولین نمایشگاه بین المللی جغرافیا در دانشگاه تهران در سال 1341
2- تشکیل دومین نمایشگاه بین المللی جغرافیا در سال 1325 در دانشگاه شهید بهشتی
امروزه در موسسه سحاب و اطلس های ایران و جهان با استانداردهای جهانی تهیه می شوند استاد عباس سحاب تنها بازمانده نسل کارتوگرافی قدیمی صاحب سبک جهان بود. وی در سال 1350 دستگاه های مختلفی لیتوگرافی و کنستانت را برای سهولت بیشتر در تفکیک رنگ ها به کار گرفت. سحاب پدر کارتوگرافی نوین ایران خوانده شد. در شامگاه یکشنبه 14 فروردین 1379 درگذشت. 5
دکتر یدالله فرید:
در اسفند ماه 1308 در شهر تبریز متولد شد و درسال 1961 مدرک دکترای خود را از دانشگاه سوربون فرانسه دریافت نمود و به مدت 20 سال در دانشگاه تبریز تدریس نمود. 2
اولین کتاب در مورد مسائل شهری ایران را دکتر فرید در سال 1349 منتشر کرد. 6
ایشان مولف کتابهای ارزشمندی چون جغرافیای جمعیت، جغرافیا و شهرشناسی، جغرافیای تغذیه، سیر جغرافیا در قلمرو انسانی، کاربرد جغرافیا در روش تحقیق شهر و روستا، مقدمه ای برروش تحقیق شهرهای ایران، انگلستان و بازار مشترک از دیدگاه جغرافیا و مقاله های مختلف در زمینه جغرافیا و همچنین ترجمه کتاب انسان و محیط زیست است.
دکترجواد صفی نژاد:
در شهریور 1308 در ری متولد شد. ابتدایی را در ری و متوسطه را در تهران گذراند. کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران و در سال 1332 پشت سر گذاشت. وی از موسسه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران مدرک فوق لیسانس گرفت، ایران را به سه منطقه تقسیم کرده و از دانشگاه تهران
از آثار دکتر صفی نژاد می توان به فهرست مقالات جغرافیایی، (مشترک با دکتر گنجی)، مونوگرافی روستای طالب آباد، بنه، مبانی جغرافیای انسانی، عشایر مرکز ایران و لرهای ایران اشاره کرد. 2
دکتر عباس اقبال آشتیانی:
در سال 1314 هجری قمری در آشتیان متولد شد. در کودکی در مکتب خانه های آشتیان و بعد از آن به دارالفنون رفت. و در دبیرستان دارالفنون به تحصیل علم و دانش پرداخت. در دانشگاه سوربون لیسانس ادبیات (جغرافیا) گرفت. از اروپا به دارالمعلمین عالی آمد و به عنوان استاد مشغول شد. او اولین معلم دانشگاه تهران است. از دکتر آشتیانی آثار زیادی بر جای مانده که از جمله می توان به کلیات علم جغرافیا و تاریخ علم جغرافیایی در سال 1314 اشاره کرد. عباس اقبال در سال 1334 بعد از سفر خود به اروپا به ایران برنگشت و درهمان جا بدرود حیات گفت. 6
دکتر فرج الله محمودی:
در سال 1309 در سنندج متولد شد. فارغ التحصیل رشته دکترای جغرافیای طبیعی با تخصص ژئومرفولوژی و استاد تمام وقت گروه آموزش جغرافیای دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران بود که در سال 1383 بازنشسته شدند. ایشان دوره کارشناسی تاریخ و جغرافیا را در دانشگاه تهران با کسب رتبه اول در سال 1340 به پایان برد. از سال 1342 تا 1346 با بورس دولتی در شهر پاریس در رشته ژئومرفولوژی فارغ التحصیل شد. وی با استفاده از امکانات تحقیقاتی دانشگاه تهران سفرهای تحقیقاتی متعددی را انجام داد و با بسیاری از مسائل ژئومرفولوژی از ایران از نزدیک آشنا شد. وی بیش از 10 رساله دکترا و ده ها مقاله کارشناسی ارشد را هدایت نمود و 14 سال ریاست انجمن جغرافیای ایران را دارا بود. 2
دکتر پرویز کردوانی:
در سال 1310 در گرمسار متولد شد. تالیف های دکتر کردوانی عبارتند از تالیف 20 جلد کتاب نگارش بیش از 140 مقاله علمی که در مجلات معتبر داخلی و خارجی به چاپ رسیده اند. دکتر کردوانی در حال حاضر مشغول کار و فعالیت در دانشگاه تهران است و مدتی رئیس مرکز تحقیقات کویری و بیابان ایران نیز بوده است. همچنین دکتر کردوانی بنیانگذار مرکز تحقیقات کویری و بیابانی ایران بوده است. 2
دکتر حسین آسایش:
در سال 1311 در تبریز متولد شد. در دانشگاه سوربون فرانسه در رشته جغرافیای انسانی دکترا گرفت. حدود 32 مقاله از دکتر آسایش به چاپ رسیده است و از طرح های تحقیقاتی وی برای سازمان یونسکو و وزارت اصلاحات اراضی کشاورزی استفاده شده است. آثار ارزشمندی از ایشان به جای مانده که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- اقتصاد روستا
2- کارگاه برنامه ریزی روستایی
3- اصول و روشهای برنامه ریزی روستایی
4- جغرافیای صنعتی ایران
5- سیمای اقتصادی ایران
6- راهنمای تحقیق روستاها در ایران همراه پرسشنامه2
دکترایرانپور جزنی:
در سال 1313 در نطنز متولد شد. جزنی دکترای جغرافیا را از دانشگاه توبینگن آلمان در سال 1342 گرفت. وی موسس گروه جغرافیای دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی) است و مسئول گروه جغرافیایی بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی از ابتدای تشکیل تا سال 1373 بود. کتاب اقتصاد نفت ایران و حدود 9 مقاله به زبان آلمانی و فارسی از وی بود. 2
دکتر دره میرحیدر:
لیسانس را از دانشگاه تهران و فوق لیسانس را از دانشگاه اوهایو (آمریکا) گرفت و دکترا را از دانشگاه ایدیانا در جغرافیای سیاسی گرفت وی عضو وابسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و عضو موسس انجمن جغرافیدانان ایران است. میرحیدر 31 عنوان سخنرانی در دانشگاه ها و مجامع علمی و بین المللی دارد. کتاب اصول و مبانی جغرافیای سیاسی ترجمه ایشان است. ترجمه کتاب های جهان سوم و کشورهای پیشرفته، گرایش های تازه در جغرافیای سیاسی، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا نیز از کارهای ایشان است.
دکترمیرحیدر در سال 1370 بهترین مترجم زن در دانشگاه الزهرا شناخته شد. میرحیدر 42 عنوان مقاله به زبان تحت عنوان مجموعه مقالات ژئوپلتیک منطقه دریای خزر در سال 1379 را به چاپ رسانید. 2
دکتر حسین شکوئی:
در سال 1312 به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی خود را در دبیرستان شمس تبریز به پایان رساند و تا پایان دوره لیسانس در تبریز ماند. در سال 1346 از دانشگاه تهران درجه فوق لیسانس را از رشته جغرافیای انسانی گرفت. و در سال 1356 دکترای جغرافیای انسانی را از دانشگاه استانبول دریافت کرد. فلسفه جغرافیا، جغرافیای شهری در دو جلد، شهرک های جدید، حاشیه نشینان شهری، محیط زیست شهری، جغرافیای اجتماعی شهرها، دیدگاه های نو در جغرافیای شهر و اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا از آثار دکتر شکوئی است. 2
ّّژئوتوریسم خراسان
ژئوتوریسم خراسان
گرانیت مشهد
مهمترين جلوه فعاليتهاي ماگماتيكي در پهنه ورقه 1:100000 مشهد توده گرانيتوئيدي با روند عمومي شمال غرب _ جنوب شرق و وسعتي حدود 260 كيلومتر مربع مي باشد از نقطه نظر فازهاي ماگمائي سه فاز اصلي در اين پلوتون تشخيص داده مي شود . فاز نخست بيشتر گرانوديوريتي (g1) است و در نواحي جنوب شرق گسترش داردو درون آن آنكلاوهاي تورمالين مسكويت گرانيت (g2) ديده مي شود. در فاز پنوماتوليتي رگه هاي پگماتيتي و آپليتي همه اين مجموعه را قطع مي كند. رخنمون جالب اين مجموعه بنحو بارزي در كوه خواجه مراد تجلي پيدا كرده است . رگه هاي پگماتيتي ضخامتي بين 5/0 تا 1 متر دارند مينرالوژي رگه هاي پگماتيتي شامل فلدسپات پتاسيم كوارتز مسكويت هاي درشت بلور و پلاژيوكلازو در پاره اي نقاط بريل مي باشد در بعضي مناطق ميزان فلدسپات بنحوي افزايش مي يابد كه بهره برداري آنرا اقتصادي مي نمايد.

گرانيتوئيد مشهد توسط ضرغام معزز (1974) كريمپور (1992) ، ميرنژاد مطالعه شده است . براساس آناليز هاي انجام شده 85% نتايج در دياگرام پس از كوهزا ييPost orogenic قرار مي گيرد ( مانيار ، پيكولي 1986) .
كريم پور _ محمدحسن (1992) گرانيتوئيد مشهد را نوع برخورد Collision Type
مي داند ، با توجه مطالعه برخي شواهد بويژه در ناحيه خلج ، كه شيستوزيته توده گرانيتي را قطع مي كند. اين مسئله دور از نظر نيست كه احتمالا" گرانيت مشهد شامل هر دو تيپ گرانيت برخورد و پس از كوهزايي باشد.ضرغام معرز و آلبرتي (1974) سن جايگزيني توده گرانيتي را بروش پتاسيم _ آرگن، ژوراسيك بالا كرتاسه زيرين مي داند ولي با توجه به وجود پبليهاي گرانيتي در قاعده سازند كشف رود (باژوسين ) از يك طرف و عنايت به اين مطلب كه توده نفوذي مجموعه افيوليتي مشهد و رسوبات توربيدايتي با سن ترياس را قطع مي كند، سن ترياس بالايي _ژوراسيك زيرين قابل قبولتر مي باشد.
ارتفاعات كلات ـ آبشار ارتكند
ارتفاعات كلات در شمال خراسان واقع شده است. اين ارتفاعات همچون دژي طبيعي شهرستان كلات را در برگرفته است. آهكهاي سازند تيرگان ايجاد كننده چنين مورفولوژي زيبا و مستحكمي در منطقه مي باشند. هيبت و شكوه اين آفريده خالق گيتي همان عاملي است كه نادرشاه را بر آن داشت تا مقر فرماندهي خود را در ميان چنين دژي قرار دهد.
در مسير شهرستان كلات آبشار زيبا و بي نظير ارتكند وجود دارد. اين آبشار در نزديكي روستا و آب گرم ارتكند واقع شده است. هر ساله هزاران جهانگرد و سنگ نورد از اين منطقه بازديد به عمل مي آورند.
ستونهاي بازالتي سربيشه
در جنوب شهرستان بيرجند در منطقه سربيشه، منظره بديعي از ستونهاي بازالتي با پوشش زرد رنگ مشاهده مي شوند كه همراه ستونهاي بازالتي ماكو از بي نظير ترين ستونهاي بازالتي دنيا مي باشند.

ستونهاي منشوري مخصوص سنگهاي آتشفشاني بوده و انقباض ناشي از انجماد گدازه و نيروي كششي ايجادي باعث كشش در سه جهت موازي با سطح گدازه و با فاصله زاويه اي 120 درجه از يكديگر اثر مي كنند. در نتيجه تأ ثير اين نيروها، تودة آذرين در جهت قائم به ستونهاي شش گوش مستقيم مي گردد معمولاً رديف منشورهاي عميق تر منظم تر از رديف منشورهاي بالايي گدازه است.
معدن فيروزه نيشابور
زيباترين و بي همتاترين فيروزه جهان از معدن فيروزه نيشابور بدست مي آيد فيروزه نيشابور بدليل كيفيت عالي آن به خصوص انواع عجمي و شجري ممتاز و از معروفيت خاصي برخوردار است. وجود نمونه هاي زيبايي از اين سنگ در موزه هاي مطرح دنيا چون موزه زمين شناسي لندن و امريكا و موزه علوم زمين تهران خود گواه در ارزش اين سنگ قيمتي است.
معدن فيروزه نيشابور در 55 كيلومتري شمال شرق نيشابور قرار داشته و داراي ذخيره اي بيش از 9 هزار تن و ظرفيت توليد سالانه 19 تن مي باشد. از هر تن سنگ فيروزه به طور متوسط 8 تا 10 كيلوگرم فيروزه بدست مي آيد كه عمدتاً به منظور تزئينات و سنگ قيمتي مورد استفاده قرار مي گيرد.
معدن مس قلعه زري بيرجند
اين معدن در شمال شرق كوير لوت و در حدود 180 كيلومتري جنوب شهرستان بيرجند در استان خراسان جنوبي واقع شده است. اين معدن علاوه بر مس داراي عناصر باارزش طلا و نقره نيز مي باشد.عيار متوسط ماده استخراج شده از معدن 8/ 3% و عيار متوسط كنستانتره آن، 4/ 245 گرم مي باشد. مقدار نقره در هر تن كنستانتره حدود 500 تا 600 گرم و مقدار طلا در هر تن كنستانتره حدود 10 تا 15 گرم برآورد گرديده است.
افيوليت سبزوار
در ناحيه شمال سبزوار و جنوب فريمان، رخنمون گسترده اي از سنگهاي افيوليتي، سنگهاي رسوبي آتشفشاني و توالي از سنگهاي دگرگونه (بويژه سنگها دگرگوني سلطان آباد) رخنمون دارد.

همچنين در پاره اي نواحي، اين سنگهاي افيوليتي توسط سنگهاي گرانيتوئيدي قطع شده اند. سنگهاي افيوليتي عمدتاً شامل پريدوتيت، هارزبورژيت، گابرو و دايكهاي صفحه اي مي باشد كه توسط سنگهاي رسوبي ـ آتشفشاني پوشيده مي شوند. سنگهاي رسوبي سن كرتاسه فوقاني ـ پالئوسن را تأييد ميكند. دگرگونه هاي سلطان آباد، در حد بين رخساره شيستهاي سبز و شيست آبي مي باشند.
حوضه رسوبي كپه داغ
حوضه كپه داغ كه از سرخس در منتهي اليه شمال خاوري ايران زمين تا نواحي گرگان و گنبد گسترش دارد، منطقه اي كوهستاني است كه در اثر آخرين فازهاي چين خوردگي آلپ و فرسايش پيامد آن، سيماي فعلي را به خود گرفته است. اين حوضه بي نظير توالي نسبتاَ ضخيمي از رسوبات ژوراسيك مياني تا عهد حاضر به ضخامت حدود 8000 متر را در خود جاي داده است.

اين حوضه از نواحي شما لي به تركمنستان و از بخش جنوبي به خط درز پالئوتتيس محدود مي شود و ميدانهاي گازي عظيمي در اين حوضه كشف گرديده است.
محدوده بينا لود
محدوده بينا لود از شمال به بقاياي پالئوتتيس و سنگهاي دگرگونه و رسوبات توربيدايتي پرمين محدود مي شود و از جنوب پس از دشتهاي آبرفتي سبزوار ـ نيشابور به رخنمون سنگهاي افيوليتي نئوتتيس (افيوليت سبزوار ـ جنوب فريمان) محدود مي شود. رشته كوههاي بينالود با روند تقريبي شمال غرب ـ جنوب شرق شامل توالي ضخيمي از اسليت و فيليت به سن ترياس ـژوراسيك و ورقهاي رورانده از رسوبات پا لئوزوئيك (عمدتاَ كامبرين ـ سيلورين و دونين) مي باشد.

معادن سنگ آهن سنگان
معادن سنگ آهن سنگان دراستان خراسان در فاصله 40 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان خواف ، 58 کیلومتری جنوب شهرستان تایباد و 280 کیلومتری جنوب شهرستان مشهد قرار دارد .این معادن در مرکزیت طول جغرافیایی 30 و60 و عرض جغرافیایی 30 و34 درجه واقع است و ارتفاع متوسط منطقه1700متر از سطح دریا است . این منطقه دارای آب وهوای کویری خشک و با متوسط بارندگی سالیانه 150 میلیمتر در سال همراه با وزش بادهای تقریبا دائمی که در 6 ماهه اول سال سرعت آن به بیش از 50 کیلومتر در ساعت می رسد . حداکثردرجه حرارت 35 درجه سانتی گراد و حداقل آن 11- در جه سانتی گراد ثبت شده است . راههای ارتباطی معادن سنگ آهن سنگان از طریق دو راه آ سفالته محور تایباد - تربت جام و محور خواف - تربت حیدریه با مشهد مرتبط است . نزدیکترین ایستگاه راه آهن به معدن ایستگاه سنگ بست است که فاصله آن تا معدن 250 کیلومتر می باشد . در آینده با احداث مسیر راه آهن سرخس - بافق نزدیکترین فاصله معدن تا ایستگاه تربت حیدریه واقع در این مسیر 150 کیلومتر خواهد بود.
آشنایی با منابع جغرافیایی
فرهنگ جغرافيايی کوههای کشور جمهوری اسلامی ايران :
اين فرهنگ که در چهار جلد و توسط سازمان جغرافيايی نيروهای مسلح تهيه و منتشر گرديده است (چاپ اول 1379 و چاپ دوم 1381 ) ، حاوی اطلاعات بيش از 16000 کوه مشتمل بر مشخصات کوههای اصلی ، فرعی و منفرد اعم از نام ، موقعيت جغرافيايی ، ارتفاع و معرفی رودخانه ها و چشمه هايی که از کوه سرچشمه می گيرند است . همچنين شامل عکس ها و تصاوير زيادی برای شناخت بهتر کوهها و ساير اطلاعات ديگر می باشد . به طور کلی فرهنگ جغرافيايی کوههای ايران از چهار جلد به ترتيب زير تشکيل شده است :
جلد اول : شامل استانهای آذربايجان شرقی ، آذربايجان غربی ، اردبيل ، گيلان ، کردستان ، زنجان و همدان
جلد دوم : شامل استانهای مرکزی ، اصفهان ، لرستان ، کرمانشاه ، ايلام ، خوزستان ، چهار محال و بختياری و کهکيلويه و بويراحمد
جلد سوم : شامل استانهای سيستان و بلوچستان ، کرمان ، يزد ، فارس ، هرمزگان و بوشهر
جلد چهارم : شامل استانهای خراسان ، سمنان ، گلستان ، مازندران ، تهران ، قزوين و قم
گيتا شناسی نوين کشورها:
اين منبع يکی از کتابهای مرجع جغرافيايی برای شناسايی کشورهای جهان می باشد که توسط مؤسسه جغرافيايی و کارتوگرافی گيتاشناسی در سال 1382 منتشر گرديده است. کتاب مذکور از 6 بخش ذيل تشکيل شده است :
بخش اول و دوم کتاب به مسائل مهم تاريخی ، اقتصادی ، اجتماعی و سياسی جهان می پردازد .
بخش سوم کتاب که از بخش های اصلی کتاب می باشد و 80 درصد حجم کتاب را در بردارد ، شامل گيتاشناسی کشورهای جهان می باشد که به ترتيب حروف الفباء تنظيم شده است و به توضيحات کلی در مورد يکايک کشورهای مستقل جهان و سرزمينهای وابسته پرداخته است که شامل اطلاعاتی در زمينه موقعيت ، اوضاع طبيعی و تاريخ هر کشور است و عمده مطالب آماری کشورها به صورت جدولی ترکيب يافته است که تحت عناوينی چون جمعيت ، اقتصاد و دارايی ، حمل و نقل و ...می باشد .
بخش چهارم با عنوان اطلس نوين جهان در برگيرنده 48 صفحه نقشه رنگی از نقشه های مختلف جهان ، قاره ها و کشورهای بزرگ است .
بخش پنجم به آشنايی با سازمانها و مجامع بين المللی جهان پرداخته است .
بخش ششم واژه نامه کتاب می باشدکه در حقيقت فرهنگ اصطلاحات کوچکی از واژه های به کاررفته ، به ويژه در بخش سوم کتاب است .
این کتب را می توانید در کتابخانه های معتبر از جمله تالار جغرافیای کتابخانه ی مرکزی آستان قدس رضوی مطالعه نمایید.
























به وبلاگ گروه جغرافیای ناحیه یک مشهد مقدس خوش آمدید.